مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
228
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
رأيت من يعرف ذلك فاعتمد عليه . و حقا كه چنين است كه : اين قبا بر هر قدّى راست نمىآيد ؛ و اين كار بمجرّد تقرير بر نمىآيد . در هر هزار سال به برج دلى رسد * در آسمان لطف ازينسان ستارهاى يكانيكان از اهل اللّه ، مطّلع به اسرار قدر گردند . و آن سالكى باشد كه : از سفر دوم و سوّم بگذرد ، و بمقام قطبيّت رسد . و خلاصهء اهل وجود گردد . اگر كسى را دولت صحبت چنين كسى دست دهد ، دامنش بگيرد ؛ و در پايش افتد ؛ و اعتماد به قول و فعل او كند . فذلك عين صفاء خلاصة خاصّة الخاصّة من عموم اهل اللّه . فأيّ صاحب كشف شاهد صورة تلقي إليه ما لم يكن عنده من المعارف و تمنحه ما لم يكن قبل ذلك في يده ، فتلك الصورة عينه لا غيره . فمن شجرة نفسه جنى ثمرة غرسه « 175 » . صفاى خلاصة خاصّة الخاصّة آن علوم و حقايق ايشان است ؛ كه صافى است از شايبهء اكوان و نقايص امكان . و « خاصّه » و اصلان را گويند . و « خاصّة الخاصّة » آن سالك و اصل است كه حقّ ، او را رجوع فرمايد از حق به خلق ؛ تا دعوت كند خلق را به حق . و او را « موجود بوجود ثانى » خوانند . مفهوم سخن اين است كه : مىگويد آنچه گفته شد از آن معنى ، كه : غريب نيست يا غريب است . و هر كس ، آن را در نيابد ، إلّا نادرى از اهل اللّه . آن عين علوم و كشوف صفاى دل مصفّاى خاصة الخاصّه است ؛ كه هر صاحب كشفى آنچه بر وى مكشوف گشت ، و مشاهدهء آن صورت كرد . از آن صورت
--> ( 175 ) - ن : ثمرة علمه ( عف ) / غرسة علمه ( ش ) - نسخهء « عف » اين قطعه را چنين ابتدا مىكند : فذلك هو عين . . .